لطايف الاشارات (کتاب)

از دانشنامه‌ی اسلامی
نویسنده عبدالکریم بن هوازن قشیری
موضوع تفسیر اهل سنت
زبان عربی
تعداد جلد 3

«لطائف الاشارات» اثر عبدالکریم بن هوازن قشیری، از ابعاد گوناگون مورد توجه عرفان پژوهان و قرآن پژوهان واقع گردیده است. این اثر عرفانى قرآنى که در سال ۴۳۴ هجرى سامان یافته است، حاصل بهره‌مندى قشیرى از فیض استادش ابو على دقاق و ورود او به جرگه اهل تحقیق و ارباب معرفت مى‌باشد.

مؤلف

زین الاسلام امام ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن بن عبدالملک بن طلحة بن محمد قشیرى نیشابورى از اکابر دانشمندان، نویسندگان، شاعران و صوفیۀ قرن پنجم هجرى است. ایشان در ربیع‌الاول سال ۳۷۶ یا ۳۸۶ ه‍ در ناحیه استوا (قوچان کنونى) متولد شد. اساتید وی عبارتند از: ابوالقاسم الیمانى، ابوبکر طوسى، ابوبکر بن فورک اصفهانى و ... . از آثار دیگر او: شرح أسماء الله الحسنی و الرسالة القشیریة می باشد. قشیرى در سال ۴۶۵ قمری بدرود حیات گفت.

روش تفسیرى‌

قشیرى در مقدمه کتاب روش تفسیرى خود را ترسیم نموده، او بر کتاب خود نام لطائف الاشارات را نهاده است. این عنوان بیانگر روش تفسیرى او در فهم حقایق وحى است با محوریت اشارت به جاى عبارت. وى بدون آنکه در معانى ظاهرى واژگان قرآنى توقفى بکند، با بهره‌گیرى از جنبه‌هاى پنهانى و تو در توى این الفاظ، به معانى عمیق راه مى‌یابد.

وى در مقدمه لطائف گوید: مقصود من در این کتاب، بیان اشارات قرآنى به زبان اهل معرفت یعنى صوفیه مى‌باشد. این اشارات، مبتنى بر مفاد اقوال یا نتایجى است که از اصول صوفیه به نحو اختصار بدست مى‌آید.

ویژگى‌‌های لطایف الاشارات

وى تکیه اساسى خود را در تفسیر اشارى، بر روى عنصر تهذیب نفس به عنوان مهمترین عنصر در درک اشارات و لطائف قرآنى متمرکز مى‌کند. از نظر قشیرى بین این نوع از علم که با دیگر علوم تفاوت بنیادین دارد، با پاکى درون ارتباطى ناگسستنى برقرار است. این علم را خدا در دل اولیا و سالکان کوى حق قرار مى‌دهد. وى در روش خود به عقل اعتماد کامل ندارد. وى اتکا به عقل را در مراحل اولیه تصحیح ایمان ضرورى مى‌داند ولى درک معارف بلند و لطایف و اشارات وحى را، به چیزى بالاتر از آن نیازمند مى‌داند.

قشیرى خود را ملتزم به نص قرآنى دانسته و به آن به دیده اعتبار و تقدیس نگریسته است. در مورد برخورد وى با نص قرآنى بنا به قول برخى از محققان که در اندیشه‌هاى تفسیرى او به پژوهش پرداخته‌اند وى نسبت به حفظ نص قرآنى حریص بوده است.

در تبیین اشارات و لطایف قرآنى تکیه گاه این تفسیر تاویل عرفانى است. اگر هم در موردى، روایتى از پیامبر (ص) یا دیگران ذکر مى‌شود بندرت نام راوى را مى‌آورد. در نقل اقوال عارفان نیز به همین شیوه است. در مواردى به شأن نزول پرداخته که در نقل آنها چندین قول را بیان کرده است. خلاصه دامنه نقل گرایى در این اثر بسیار محدود است. از طرفى دیگر وى در استخراج اشارات قرآنى از ادبیات فراوان بهره گرفته و این مسئله مبین آمیختگى عرفان و ادبیات در این تفسیر است. ذوق ادبى به کار گرفته شده در این تفسیر، بر مبناى اصول لغت، اشتقاق و اعراب و بلاغت استوار است.

تعابیر ادبى او با اسلوب فنى ادیبانه همراه است. وى بر این باور است که قرآن قبل از هر چیز کتاب هدایت و معجزه پیامبر است و اعراب در برخورد با آن دچار حیرت و اعجاب مى‌شوند. کوشش و اهتمام او بر آن است که در تفسیر خود گوشه‌اى از این جنبه‌هاى ادبى و اعجازى را با بهره‌گیرى از اسلوب زیباى خود قرآن ارائه نماید. وى در تفسیر به اشعار عربى و امثال نیز استناد مى‌کند.

متاسفانه اخبار جعلى و موضوع نیز در این تفسیر به چشم مى‌خورد، از جمله روایاتى است که از آنها به اسرائیلیات تعبیر مى‌شود. این نوع روایات به ویژه در داستانهاى پیامبران و اخبار گذشتگان مشهود است.

منابع

  • پژوهش در جریان شناسى تفسیر عرفانى، نوشته دکتر محسن قاسمپور.
***
تفسیر قرآن
درباره تفسیر قرآن: تفسیر قرآن -تاریخ تفسیر - روشهای تفسیری قرآن
اصطلاحات: اسباب نزول -اسرائیلیات -سیاق آیات
شاخه های تفسیر قرآن:

تفسیر روایی (تفاسیر روایی) • تفسیر اجتهادی (تفاسیر اجتهادی) • تفسیر فقهی ( تفاسیر فقهی) • تفسیر ادبی ( تفاسیر ادبی) • تفسیر تربیتی ( تفاسیر تربیتی) • تفسیر كلامی ( تفاسیر كلامی) • تفسیر فلسفی ( تفاسیر فلسفی ) • تفسیر عرفانی (تفاسیر عرفانی ) • تفسیر علمی (تفاسیر علمی)

روشهای تفسیری قرآن:
تفاسیر به تفکیک مذهب مولف: